تبليغاتX
یادداشت های یک راهبردنویس(استراتژیست)

یادداشت های یک راهبردنویس(استراتژیست)

ترجمه مقاله علمي تنظيم خانواده؛ بزرگ‌ترين پروژه مهندسي اجتماعي در جهان
شعار "فرزند كمتر" در خدمت پروژه جنگ جمعيتي

(جهت مطالعة متن اصلي مقاله: تنظيم خانواده؛ بزرگ‌ترين پروژه مهندسي اجتماعي در جهان، به اين آدرس اينترنتي مراجعه فرماييد: http://panindigan.tripod.com/panindigan.html)

ترجمه: دكتر مسعود عالمي (Masood_alami@yahoo.com)

خلاصه

در جنگ، كنترل دشمن بر منابع خويش، از طريق كشتن جنگجويان، كاستن سيطره، كم کردن مصرف و اگر لازم باشد كاهش جمعيت دشمن به حداقل رسانده مي شود. جنگ جمعيتي يكي از انواع جنگ مي باشد كه به جاي صرف هزينه هاي هنگفت براي كشتن انسان‌ها و ريختن خونشان از به دنيا آمدن آن‌ها جلوگيري مي كند. در سال 1948، طي يک قرارداد پژوهشي ميان ارتش آمريكا و دانشگاه جان هاپكينز، پايه هاي تئوريک علوم اجتماعي در جنگ رواني استخراج شد. بعدها طي دهه‌ي هفتاد، ما حصل اين تحقيقات، تبديل به رشته‌ي دانشگاهي ارتباطات سلامت عمومي در دانشگاه جان هاپكينز شد. هدف از تأسيس اين رشته و مراكز مرتبط با آن، ارايه‌ي يك برنامه‌ي هماهنگ جهاني براي كاهش جمعيت كشورهاي كمتر توسعه يافته مي باشد. اين برنامه با پشتوانه‌ي آمريكا و با همكاري بسياري از سازمان‌هاي بين اللملي با عناويني زيبا و جذاب چون تنظيم خانواده در اين كشورها ترويج شد. نويسنده در اين مقاله ضمن ارايه‌ي تاريخچه‌ي اين برنامه و چگونگي شکل گيري آن، به عنوان نمونه، شيوه هاي ترويج و پياده سازي آن را در فيليپين تشريح كرده است.

روند تکاملي جنگ؛ جنگ رواني
"بهترين دفاع، حمله است"

بر اساس اين گزاره، دولت‌هاي مدرن، امنيت ملي و دفاع ملي را به عنوان دستاويزي براي حمله به ديگر کشورها مورد سوء استفاده قرار داده اند. تاريخ معاصر، چگونگي شکل گيري اين مفاهيم (امنيت ملي و دفاع ملي) در سياست سنتي و تکامل آن تا زمان حاضر را نشان مي دهد. طي قرن حاضر، علوم نظامي به سرعت از مدل‌هاي سنتي(Conventional) به مدلهاي غيرسنتي تحول پيدا کرده و پس از آن، جنگ غيرسنتي به سمت جنگ رواني توسعه پيدا کرد. جنگ رواني به عنوان برنامه‌ي پروپگاندا(برخي پروپگاندا(propaganda) را به تبليغات ترجمه مي کنند، اما معنايي اعم از تبليغات دارد و شامل هر نوع فعاليت براي تغيير افکار مخاطبان مي باشد.(نويسنده)) براي به هم ريختن و تضعيف روحيه دشمن، تعريف مي شود. به عبارت ديگر جنگ رواني به معناي(1):

استفاده برنامه‌ريزي شده از پروپگاندا و ديگر فعاليت‌ها، كه براي تحت تأثير قرار دادن عقايد، احساسات، گرايش‌ها و رفتارهاي گروههاي خارجيِ دشمن، بي‌طرف و دوست، طراحي شده اند. اين فعاليت‌ها به گونه اي طراحي مي شوند كه پشتيباني و تأمينِ اهداف و غايت‌هاي ملي محقق شود.

آنچه طي روند تکاملي جنگ صورت پذيرفت، برگشت از دكترين‌هاي اسلاوي زمخت و انعطاف‌ ناپذير كارل دون كلاوسوتيز، به تعليمات شرقي سان تزو بود كه اين تعليمات با انعطاف‌پذيري بيشتر، به همان اندازه موثر مي‌باشند. وون كلاوسوتيز نوشته است: " جنگ، كنش زور براي وادار كردن دشمن‌ به انجام خواسته هاي ما است."(2) اما سان تزو مي گويد(3):

جنگيدن و پيروز شدن در تمامي نبردها عالي ترين مزيت نيست؛ بالاترين مزيت شكستن مقاومت دشمن بدون جنگ مي باشد. در هنر عملي جنگ، بهترين چيز فتح كامل و سالم كشور دشمن مي‌باشد؛ خرد و خراب كردن آن چندان مطلوب نيست.

کنترل جمعيت به عنوان جنگ رواني

تاريخ جنگ و استعمار نشان مي‌دهد كه جنگهاي تجاوزکارانه سه هدف غايي را دنبال مي کرده اند:
1- توسعه ثروت؛ > سرمايه
2- اشغال سرزمين؛ > زمين
3- افزايش نفرات (زن و برده) > كارگر

در يك كلام هدف جنگ تجاوزکارانه افزايش دسترسي و سيطره بر منابع است؛ من جمله منابع مالي، تجاري، طبيعي و انساني. استراتژي تجاوزگران براي رسيدن به اين هدف، آن است كه كنترل دشمن بر منابع را به حداقل برسانند؛ و اين امر را از طريق جنگ مستقيم و کشتن جنگجويان دشمن، از طريق كاهش سيطره و نفوذ دشمن بر منابع، كاهش مصرف آنها از اين منابع و اگر لازم باشد، كاهش جمعيت دشمن محقق مي نمايند. به عبارت ديگر يکي از استراتژي‌هاي نوين جنگ، کاهش و به عبارت دقيق تر کنترل جمعيت دشمن مي باشد. پروفسور ژاكلين‌كاسون(Jacqueline Kasun) طي بررسي خود در كتاب جنگ عليه جمعيت (The War Against Populations)، نشان مي دهد که كنترل جمعيت جهاني کاملاً منطبق بر پارامترهاي دكترين نظامي و يک جنگ تمام عيار است.(4)

به گفته‌ي آلوين تافلر پس از پايان جنگ سرد، سرويس‌هاي جاسوسي دچار چالش هويت شده و به دنبال هدف و مأموريتي قابل توجه بودند تا بودجه و وجود خويش را توجيه نمايند؛ و چه فعاليت جهاني بهتر از مسايل محيطي كه امنيت ملي را مورد تجاوز قرار مي دهند؟ از ديدگاه آنها دشمن، ديگر اتحاد جماهير شوروي نبود، حتي كمونيسم چيني نبود، زيرا به نظر مي‌آمد چيني‌ها سريع‌تر از آنچه كميسيون سه جانبه (Trilateral Commission- پيمان اقتصادي كه در سال 1973 ميان آمريكا، اروپا و ژاپن در دفاع از منابع اقتصادي مشترك در مقابل كشورهاي در حال توسعه، منقعد گرديد. كميسيون سه جانبه به عنوان تسريع‌كنندة تغيير قطبش ژئوپلتيك از "شرق در مقابل غرب" به "شمال در مقابل جنوب" به كار رفت.) تصور مي‌كرد در حال رفتن به سمت سرمايه‌داري مي‌باشند. دشمني كه كميته‌ي جاسوسي خطر آن را جدي مي دانست، رشد جمعيت بومي در كشورهاي كمتر توسعه‌يافته‌ي با منابع غني مي‌باشد.(5)

تاريخچه

قرارداد ميان ارتش آمريکا و دانشگاه جان هاپکينز: در سال 1948، دولت آمريكا يك واحد آكادميك نخبه به نام دفتر تحقيق عمليات تأسيس نمود ‌تا پايه‌هاي تئوريك عمليات رواني در علوم اجتماعي را استخراج نمايد. اين دفتر توسط دانشگاه جان‌هاپكينز و طي قراردادي با ارتش آمريكا در بالتيمور مريلند پايه ريزي شد.(6)

NSSM 200: طي دهه‌ي هفتاد و در زمان هنري کسينجر مشاور امنيت ملي رييس جمهور وقت، پروژه‌ي مطالعاتي درباره‌ي تأثير روند رشد جمعيت جهاني بر امنيت ملي آمريکا انجام شد. اين پروژه که NSSM 200(National Security Study Memorandum No. 200) نام گرفت، روند فزاينده‌ي رشد جمعيت جهاني را برخلاف امنيت ملي آمريکا دانسته و با تشريح استراتژي آمريکا در مورد جمعيت جهاني، سياستها، راهکارها، چگونگي همکاري سازمانهاي بين المللي و روش ترغيب و اقناع رهبران کشورهاي مورد نظر براي کاهش روند رشد جمعيت را تبيين مي کند.(7)

بر اساس اين پژوهش، جمعيت کشورهاي در حال توسعه و با منابع غني در صورتي که با همان ضريب رشد، افزايش يابد، موجبِ به شدت بالا رفتن خواست ها و انتظارات عمومي در ميان مردم از جمله آموزش، اشتغال، بهداشت و مسکن مي شود که خود به ناپايداري هاي اجتماعي و سياسي در اين کشورها تبديل خواهد شد. اين ناپايداري ها در کشورهاي داراي منابع غني تا اندازه‌ي زيادي منافع کشورهاي صنعتي همچون آمريکا و بهره آنها از اين منابع و سرمايه گذاري در کشورهاي فوق را به خطر خواهند انداخت.(7)

از سوي ديگر فشار ايجاد شده براي تأمين نيازهاي اين جمعيت بالا، در آينده موجب مي شود که دولت ها و حاکمان اين کشورها به دنبال افزايش قيمت نفت جهت تأمين نيازها و انتظارات رفاهي و معيشتي مردم خود باشند. و افزايش قيمت نفت تأثير بسيار منفي بر روي اقتصاد آمريکا خواهد داشت.(8)

در بحث درباره‌ي جنگ جمعيتي و ابعاد رواني آن، نبايد اهميت NSSM200 را دست كم گرفت، زيرا اين برنامه موثرترين برنامه‌اي است كه براي دو دهه، بر جمعيت‌زدايي جهاني مسلط بوده است. هنوز جنبه‌هاي روانشناختي و سياسي برنامه، كليه بخش‌هاي جوامع سرتاسرجهان، به ويژه بخش‌هاي حكومتي، رسانه‌هاي گروهي و آكادميك، را تحت تاثير قرار مي‌دهد. گرچه فعاليت‌هاي كنترل جمعيت دولت آمريكا به شكل انفكاك‌ناپذيري با آژانس‌هاي سازمان ملل پيوند خورده است، اما تأثير آن بر فرهنگ جهاني و تغييرات اجتماعي بسيار فراتر از فعاليت‌هاي سازمان ملل مي‌باشد. اين امر به دليل آن‌است كه سازمان ملل، به عنوان يك مجموعه جهاني، خود به ملت‌هاي ثروتمند و بودجه‌ها و سرمايه‌هايشان، متكي مي‌باشد و بر اعضاي خويش هيچ نيروي حقوقي الزام‌آور ندارد. به عبارت ديگر آمريكا داراي يك ردپاي ريشه دار متقاعد سازي و مداخله ژئوپلتيكاست كه در درگيري جنگ سرد صيقل خورد. به زبان NSSM200 (8):

برنامه عمل جمعيت جهاني به خودي خود رشد نمي كند و به تلاشهاي جدي توسط كشورهاي ذي‌نفع نيازمند است، که فعاليت آژانس‌هاي سازمان ملل و ديگر مجموعه‌هاي بين‌المللي آن را اثربخش مي‌نمايند. رهبري ايالات‌متحده عاملي ضروري و اصلي است.

NSSM200 در زمان خود 13 كشور را -حسب اولويت- به عنوان نخستين اهداف در ليست خود جاي داده بود : هند، بنگلادش، پاكستان، اتيوپي، مكزيك، اندونزي، برزيل، فيليپين، تايلند، مصر، تركيه، نيجريه، كلمبيا.(8)

NSSM200 هشدار مي‌دهد كه برنامه جمعيتي ايالات متحده بايد مخفي باقي مانده و شيوه‌هاي عمل ظريف‌تر -جذب و تحليل بردن انديشه و نگرش رهبران كشورهاي كم‌توسعه‌يافته(LDC)- در پيش گرفته شود(8):

«در حالي كه برخي سخن از به كارگيري زور عريان براي تحميل برنامه‌هاي بهتر جمعيت بر دولت‌هاي كشورهاي كمتر توسعه يافته، به ميان مي‌آورند، محدوديت‌هاي عملي بسياري در تلاش ما براي حصول پيشرفت برنامه وجود دارد. مبادرت به استفاده از زور براي مسايلي با كمترين حساسيت، عموماً باعث اصطكاك سياسي شده و اغلب نتيجه عكس مي دهد. همچنين اين خطر وجود دارد كه برخي رهبران كشورهاي كمتر توسعه يافته، فشارهاي كشور توسعه‌يافته براي برنامه‌ريزي خانواده را به عنوان شكلي از امپرياليسم اقتصادي يا نژادي ببينند و اين امر كاملاً مي‌تواند يك واكنش جدي ايجاد نمايد.»

و در جاي ديگر مي گويد:

«عقايد، ايدئولوژي‌ها و ادارك‌هاي غلط كه توسط بسياري از ملل در بخارست بروز داده شد، نياز به آموزش گسترده‌ي رهبران بسياري از حكومت‌ها را بيش از هميشه و با قوت و قدرت بيشتري، نشان مي‌دهد... ديدگاه‌هايي كه قرار است به رهبران هر كشور القاء شود، بايد در پرتو عقايد كنوني آنها طراحي شده و علايق ويژه‌ي آنها را در نظر بگيرد.»

مركز برنامه‌هاي ارتباطات (CCP) (Center for Communication Programs): بعدها مهارت و تخصصي كه در برنامه دفتر تحقيق عمليات ارتش آمريكا/دانشگاه جان‌هاپكينز ايجاد شده بود، به شكل استادانه‌اي در هم تافته و به مدرسه بهداشت و سلامت عموميِ(School of hygiene and public health) دانشگاه جان هاپكينز انتقال يافت كه رشته‌ي ارتباطات سلامت عمومي(public health communication) را ايجاد كرد.

در کنار اين رشته، مركز برنامه‌هاي ارتباطات(CCP) در سال 1988 توسط فيليس تيلسون پيوترو(Phyllis Tilson Piotrow) به عنوان بخشي از دپارتمان پويايي جمعيت در مدرسه بهداشت و سلامت عمومي تأسيس شد، که وي اكنون مدير اين مركز مي‌باشد.
از هر زاويه‌اي كه موضوع بررسي شود، مركز برنامه‌هاي ارتباطات به طور ويژه كنترل جمعيت را هدف گرفته است. به عبارت ديگر تحقيقات انجام شده درباره‌ي جنگ رواني، منجر به تدوين برنامه کنترل جمعيت در کشورهاي کمتر توسعه يافته با منابع غني شد.

مركز برنامه‌هاي ارتباطات که در رأس نهادهاي پروپگانداي جمعيتي دانشگاه جان هاپکينز قرار دارد، با آژانس‌هاي بين‌المللي، بنيادها و سازمان‌هاي غيردولتي متعددي در ايالات متحده و خارج از آن، براي تبليغ و تشويق رفتار بهداشتي، كار مي‌كند. حاميان اصلي اين مرکز، (United States Agency International Development)USAID ،UNFPA،يونيسف، بانك جهاني، بنياد راكفلر، بنياد پاكارد، بنياد كاول، بنياد رفاه عمومي و ديگر بنيادهاي خصوصي و خيريه‌ها مي باشند.(9)

دو بخش اصلي و عمده مرکز، شامل خدمات ارتباطات جمعيتي(Population Communication Services) (PCS)و برنامه اطلاعات جمعيتيPopulation Information Program) (PIP) مي‌باشند. خدمات ارتباطات جمعيتي كمك‌هاي تكنيكي را به پنج منطقه جهاني، شامل دولت‌هاي تازه استقلال‌يافته (NIS) ، خاور نزديك، آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين ارايه مي کند. در اين بخش، مرکز حمايت‌هاي آموزشي و مالي از همدستان خود در بيش از 65 كشور دنيا به عمل مي‌آورد تا آنها را در توسعه و ارزيابي برنامه‌هاي موثر اطلاعات- آموزش- ارتباطات و انگيزش IEC/M)(Information-Education-(Communication/Motivation) جهت تشويق و تقويت برنامه‌ريزي خانواده، بهداشت ضدبارداري و فعاليت‌هاي مشابه كمك نمايد.(9)

IEC/M نشان‌دهنده‌ي وجود مانورهاي روانشناختي بنيادين در جنگ جمعيتي مي‌باشد. دانشمندان علوم اجتماعي كه فعاليت‌هاي انديشمندانه خود را درباره‌ي رژيم هاي جنسي برنامه ريزي شده‌ي زنان و مردان آغاز كرده بودند، به يك توافق تاكتيكي درباره چگونگي مواجهه با كشورهاي كمتر توسعه يافته دست يافتند كه چيزي كمتر از دخالت نيست. اگر توجه كنيم، در كشورهاي ثروتمند، كنترل جمعيت با اختيار و خواست مردم و اغلب برخلاف خواست و تلاش دولت صورت مي‌گيرد، در حالي كه در كشورهاي در حال توسعه، تغييرات اجتماعي مشابه، بدون دخالت مستقيم حكومت به سرعت اتفاق نمي‌افتد.(10) بنابراين، در يك مقياس جهاني، هدف IEC/M آن است كه به وسيله ايجاد و توسعه هنجارهاي اجتماعي و به‌كار گرفتن فشارهاي اجتماعي و به‌وسيله پاداش به پيروي از هنجارها و مجازات عدم پيروي از آنها، انسجام اجتماعي به سمت جمعيت‌زدايي را به‌وجود بياورد. اين شيوه، روش ديناميك گروهي است كه در سطح نهادي، ملي و در نهايت در سطح جهاني به‌كار گرفته مي شود.

تدوين برنامه جهاني کنترل جمعيت

همانطور که مشاهده مي شود، فعاليت‌هاي متعدد دانشگاه جان‌هاپكينز در برنامه جمعيتي IEC/M به "تغيير دادن طرز تفكر و رفتار جنسي" همه جهانيان به سمت جمعيت‌زدايي از طريق كنترل زاد و ولد اختصاص يافته است. براي اجراي اين هدف در سر تا سر جهان، مركز برنامه‌هاي ارتباطات طرحي به نام فعاليت ارتباطات ملي (NCC) (National Communication Compaigns) تهيه كرد كه در آن براي هر کشور، برنامه‌ي ويژه‌ي آن طراحي گرديد.(9) از جمله اين کشورها مي توان به فيليپين اشاره كرد که قصد داريم در سطور بعدي، برنامه‌ي در نظر گرفته شده براي کنترل جمعيت در اين کشور و شيوه‌ي عملي نمودن آن را بيان نماييم.

برنامه ريزي براي خانواده‌ي فيليپيني (PFPP)

برنامه اي که براي کشور فيليپين طراحي شد، برنامه‌ريزي خانواده‌ي فيليپيني (PFPP)(Philippine Family Planning Program)نام گرفت(9)، و از طريق نمايندگي مركز برنامه‌هاي ارتباطات در فيليپين و توسط جوز. جي. ‌ريمون، به عنوان مدير نمايندگي و بنجامين وي‌لوزار، به عنوان رئيس بخش آموزش، ترويج و پياده سازي مي شود. مشاور مقيم اين دو فيليپيني، پاتريك اِل كلمن مي‌باشد؛ كسي كه از سال 1992 در حال شناسايي گرايش‌هاي فيليپيني‌ها به ارتباط جنسي، ازدواج و نيز توليد/هماهنگي فعاليت‌هاي رسانه اي و فعاليت‌هاي ارتباطات -به خصوص از منظر سرگرمي و آموزش- در حمايت از برنامه برنامه‌ريزي خانواده فيليپيني است.

فعاليت ارتباطات ملي فيليپين-1993 (NCC-93) (Philippine National Communication Campaign): دكتر جوان فلِيوير دانش‌آموخته مركز برنامه‌هاي ارتباطات در دانشگاه جان هاپکينز است. هنگامي كه او مسئوليت وزارت بهداشت را بر عهده گرفت، به برنامه فعاليت ارتباطات ملي فيليپين-1993(NCC-93) تجهيز شد، كه سنگ بناي سلسله فعاليت‌هاي متراکم برنامه‌ي برنامه ريزي خانواده فيليپين(PFPP) براي سال 1993 بود. البته اين برنامه توسط پت كلمن از مركز برنامه‌هاي ارتباطات تهيه شده، كه انتظار مي‌رود وي موج بلند پروپگانداي جمعيت جهاني را پيش ببرد.

كلمن يك "مشاور مقيم رده بالا"(Seniors Resident Advisor) معمولي نيست. وي يكي از دو مدير نمايندگي مركز برنامه‌هاي ارتباطات است. اين به معناي آن است كه اين مرکز يكي از بهترين عاملان خويش را اعزام كرده تا فرهنگ سنتي ضد "سقط جنين اختياري" فيليپيني را مهندسي مجدد كند. كلمن دفتري در محوطه وزارت بهداشت در طبقه دوم ساختمان 25 دارد. فعاليت او درباره‌ي برنامه‌ريزي خانواده داراي شباهت بسيار به عمليات رواني اف. سي. اِي. او كلنل لندسيل در اوايل دهه 50 است. كلمن بواسطه‌ي واسطه كاران فيليپيني و مقاطعه كاران فرعي نهادهاي غيردولتي كه توسط شركت كمپين هدايت مي شوند، كار مي كند.

160 ميليون پزو براي برنامه فعاليت ارتباطات ملي فيليپين-1993(NCC-93) سرمايه‌گذاري شده كه اين مبلغ صرف فعاليت‌هاي ذيل شده است(11) :

الف) ترويج مفهوم برنامه‌ريزي خانواده

ب) ارايه خدمات و اطلاعات در اين زمينه

ج) روش‌هاي جلوگيري از بارداري

اين برنامه چهار جزء دارد:

1-رسانه‌هاي همگاني

2-روابط عمومي

3-ارتباطات بين شخصي فشرده در ده واحد دولتي محلي (LGU) (Local Government Unit)

4-سرگرمي و آموزش

مجموعه فعاليت رسانه‌هاي همگاني در سه فاز راه اندازي شد: فاز اول در 2 آگوست 1993 در كاخ مالاكانانج"؛ فاز دوم در اواسط اكتبر براي محو تصوير فعالان بهداشت و فاز سوم در ژانويه 1994 براي معرفي ايمني و كارآيي وسايل ضد بارداري مصنوعي.

مجموعه فعاليت روابط عمومي براي ايجاد يك جهش ناگهاني در فعاليت رسانه‌هاي همگاني راه اندازي شد. اين كار از طريق پخش اخبار و انعكاس كنفرانس‌هاي مربوط به اين موضوع انجام مي‌شد. هدف كليدي آن است كه "نشان داده شود برنامه‌ريزي خانواده فيليپيني(PFPP) توسط طيف وسيعي از فيليپيني‌ها حمايت مي شود". همچنين از طريق تماس هاي مکرر ساختگي با سازمان‌ها و صحبت در مورد اين موضوع نشان داده مي شد که برنامه‌ريزي خانواده فيليپيني(PFPP) خواست و اراده مردم‌ است. فعاليت روابط عمومي نزديك به 2000 هدف در سطح ملي و محلي را در نظر گرفت كه شامل شركت‌ها، كارخانه‌ها، گروه‌هاي مدني، سازمانهاي حرفه‌اي، سازمان‌هاي غيردولتي، سازمان‌هاي دولتي، اتحاديه‌هاي تجاري، سازمان‌هاي كارگري و آدم‌هاي سرشناس و مشهور بودند. همه آنها موردتشويق يا تطميع (از طريق پول) قرار گرفته تا فعاليت‌هاي خود را در جهت حمايت از اين برنامه هدايت كنند.

فعاليت ارتباطات بين شخصي در NCC-93 در اواسط اكتبر، همزمان با فاز دوم فعاليت رسانه‌هاي گروهي آغاز شد. ده واحد دولتي محلي -در چهار شهر و شش ايالت- در نظر گرفته شدند: شهر باجيو، شهر كوزن، شهر ايلويلو، شهر داواو، ايالت پانگاسينان، ايالت لاگونا، ايالت كبو، ايالت داواو دِل سور، ايالت سوريجاو دِل سور و ايالت كوتاباتو جنوبي.

فعاليت سرگرمي وآموزش برنامه‌ي فعاليت ارتباطات ملي فيليپين-1993شامل بخش‌هاي ذيل است:

1-مجموعه تلويزيوني پزشكي براي بخش پيام‎هاي بهداشتي- عمدتاً درباره برنامه‌ريزي خانواده؛

2- سريال نمايشي راديويي.

3-فيلم‌هاي برجسته‌ي تجاري درباره جمعيت و محيط؛ شامل دي. اي. اِن. آر و سازمان‌هاي غيردولتي، که رودي فرناندز در آن نقش بازي مي کرد؛ و توسط توليدكنننده محلي، USAID و IDRCInternational Development Research Center((Canada)) در آن سرمايه‌گذاري شد.

4- آوازهاي پاپ، درباره برنامه‌ريزي خانواده از نگاه نوجوان؛ كه توسط جنوا كروي اجرا شده است.

نتايج فعاليت‌ها

درباره‌ي تأثير اين فعاليت‌هاي گسترده گفتن همين نکته کافي است که پس از اين آتش‌بار پروپگاندا و فعاليت‌هاي گسترده مهندسي اجتماعي براي کاهش ضريب رشد جمعيت در فيليپين، تنظيم خانواده به گونه اي در ميان مردم اين کشور جا افتاد و آنگونه به يک رفتار موجه، عاقلانه و مثبت اجتماعي تبديل شد که متوليان برنامه اين جرأت را يافته كه بگويند "برنامه‌ريزي خانواده فيليپيني(PFPP) به تعهد! خود مبني بر فراهم كردن اطلاعات مورد نياز زوج‌هاي فيليپيني براي انتخاب آگاهانه درباره‌ي گزينه‌هاي زاد و ولد خويش عمل خواهد كرد."(11)

و خواننده خود مي تواند بر مبناي جدول و نمودار(12) ذيل ميزان موفقيت اين برنامه در کنترل جمعيت فيليپين را مورد قضاوت قرار دهد. همانطور که مشاهده مي شود، نرخ زاد و ولد روند نزولي داشته است، اما مقايسه ميان قبل از سال 1970(آغاز برنامه کنترل جمعيت جهاني آمريکا) و پس از آن نشان مي دهد که ميانگين کاهش نرخ زاد و ولد پيش از اين زمان 3/0 و پس از آن 46/0 بوده است. و اين امر حاکي از تأثير فعاليت‌هاي کنترل جمعيت در فيليپين است.

منابع:

1- WE Daugherty and M Janowitz . A Psychological Warfare Case Book. (Baltimore, MD: Johns Hopkins University, 1958), p.2.

2- Karl von Clausewitz, On War, Chapter 1.

3- Sun Tzu, The Art of war---Chapter III: The Sheathed Sword, as edited by James Clavell (New York: Dell Publishing, 1988), p.15.

4- San Francisco: Ignatius Press, 1998

5- Cf. Alvin and Heidi Toffler. War and Anti-War (Boston: Little, Brown & Co., 1993), p. 155.

6- JHU/ORO متون درسي استاندارد براي پرورش افراد در عمليات جنگ رواني را توليد نمود مثل :
* The Nature of Psychological Warfare (1953)
* Target Analysis and Media in Propaganda Audiences Abroad (1954)
* A Psychological Warfare Case Book (1985)

http://www.whitehouse.gov/nsc/history.html-7

8-http://nssm200.tripod.com

9- CCP Home Page -- http://www.jhuccp.org/

10- Philip M Hauser. "World Population: Retrospect and Prospect". In Rapid Population Growth: Consequences and Policy Implications. US Gov't National Academy of Sciences. (Baltimore: The Johns Hopkins Press, 1971), p. 119.

11- NCC-93 briefing paper.

http://earthtrends.wri.org12-

+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/31ساعت 21:33  توسط مهدیار رستم نژاد  | 

کاشت، داشت، برداشت

Jang-Narm1

امیر مهدی کلیدری 

- باید دانست که معنای جنگ نرم به مراتب پیچیده تر و فراگیرتر از مفاهیم نهفته در براندازی نرم است و خلاصه کردن مفهوم جنگ نرم در مفاهیمی چون کودتای مخملین و انقلاب رنگین که خود انشعابی از جنگ نرم هستند و در واقع بدفهمی این مسئله نهایتا منجر به اتخاذ راهبردهای نامناسب ، ناقص و بعضا اشتباه در رویارویی با آن خواهد شد و به عبارت بهتر تحلیل غلط منتج به تدبیر غلط می شود . . . 

جنگ نرم، قدرت نرم ، جنگ روانی و… واژه هایی هستند که این روزها  بسیاری از رسانه‌ها و تحلیل گران از آن سخن می گویند. پس از طرح مسئله “جنگ نرم” از سوی رهبرانقلاب و لزوم توجه و مقابله با آن، به دلیل نزدیک بودن این اصطلاح  به “براندازی نرم” که شامل مصادیقی چون کودتای مخملین(جمهوری چک) و انقلاب های رنگین (در اوکراین، گرجستان، لتونی و…) است، و نیز شباهت وقایع اتفاق افتاده در این جریان ها با وقایع پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، متاسفانه شاهد محدود نگری و انحراف هایی در فهم و تحلیل های ارائه شده پیرامون مسئله “جنگ نرم” هستیم. باید دانست که معنای جنگ نرم به مراتب پیچیده تر و فراگیرتر از مفاهیم نهفته در براندازی نرم است و خلاصه کردن مفهوم جنگ نرم در مفاهیمی چون کودتای مخملین و انقلاب رنگین که خود انشعابی از جنگ نرم هستند و در واقع بدفهمی این مسئله نهایتا منجر به اتخاذ راهبردهای نامناسب ، ناقص و بعضا اشتباه در رویارویی با آن خواهد شد و به عبارت بهتر تحلیل غلط منتج به تدبیر غلط می شود.

 

تصرف قلب‌ها و کنترل ذهن‌ها با قدرت نرم

اندیشمندان امنیت ملی برای درک بهتر و به کاربردن تدابیر راه گشاتر به بررسی و تئوریزه کردن امنیت ملی بر مبنای عناصر تشکیل دهنده قدرت ملی و به تبع آن مهندسی منازعات می‌پردازند. در میان دسته بندی های مختلفی که برای طبقه بندی این عناصر در نظر گرفته شده است متداول ترین و کاربردی ترین آنها عبارتند از :

۱- بر اساس معیار صلابت و شدت

۲- بر اساس مولفه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، نظامی و فرهنگی (کلاسیک-ارگانیک)

۳- بر اساس عوامل زیستی ( بیونیک)

دسته بندی اول که بر اساس معیار شدت و صلابت است خود شامل ۱- قدرت سخت(Hard Power)، ۲- قدرت نیمه سخت (Semi Hard Power) و ۳- قدرت نرم (Soft Power) است.

 

قدرت سخت

قدرت سخت زمانی موضوعیت می یابد که استقلال و تمامیت ارضی کشور در خطر(بالفعل و بالقوه) هجوم نیروهای نظامی کشور دیگر یا اتحادی از کشورهای خارجی یا گروه های معارض مسلح داخلی قرار گیرد. در این فرایند معمولا هدف اشغال و یا جلوگیری از اشغال سرزمین است. اقدام های  مبتنی بر قدرت سخت متکی به روش های فیزیکی و عینی  همراه با رفتارهای خشونت آمیز ، براندازی  و یا ضد براندازی آشکار و نیز حذف دفعی است.

با عنایت به این تعریف منازعه سخت (Hard Conflict)، مبارزه‌ای به شیوه نظامی و با هدف پیروزی و اشغال سرزمین هدف محسوب می گردد که این نوع از منازعه بیشتر در دوران استعمار کلاسیک مورد استفاده و بهره برداری قرار می گرفته است .

 

قدرت نرم

مفهوم قدرت نرم مقابل مفهوم قدرت سخت قرار دارد. در میان اندیشمندان حوزه قدرت و امنیت ملی ، جوزف نای ، به عنوان بنیانگذار مفهوم جنگ نرم شهرت یافته است . او قدرت نرم را شیوه ای برای رسیدن به نتایج دلخواه ، بدون تهدید و تشویق آشکار و ملموس می دانست بر این پایه یک کشورو حاکمیت می‌تواند به مقاصد مورد نظر خود برسد چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند و تحت تاثیر پیشرفت و اندیشه آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند.در این مفهوم  مهم ترین مسئله، تنظیم دستور العملی برای جذب دیگران است. بنابر این قدرت نرم، کسب آنچه می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش است.(تهدید نرم-نائینی، جوزف نای ۲۰۰۴ص۵)

با توجه به آنچه در مورد قدرت نرم گفته شد می توان نتیجه گرفت که منازعه نرم (Soft Conflict ) به شیوه ای اطلاق می‌گردد که بر اساس قواعد آن ، قلب و مغز مردم کشور هدف به تصرف نیروی مقابل در می آید و آن گاه کسانی که قلب و مغزشان تسخیر شد در راستای اهداف دشمن خود عمل خواهند کرد. باید دانست که شیوه تسلط بر قلب‌ها از راه ارضاء – بر مبنای اصالت لذت – و کنترل افکار از راه اقناع – بر پایه اصالت منفعت – ممکن است. این بدان معنی است که رضایت افراد از چیزی، موجب زمینه سازی تصرف قلب آنان و قانع کردن افراد در هر زمینه ای ، منجر به سیادت بر تفکر آنها خواهد شد.

 Kasht-Dasht-Bardasht

شکل ۱ – نمودار نسبت شناسی قدرت بر اساس صلابت و شدت و قدرت شناسی کلاسیک استراتژیک

قدرت نیمه سخت

قدرت نیمه سخت به لحاظ مفهومی در میان دو مفهوم بیان شده قبلی ، یعنی جنگ نرم و جنگ سخت، قرار دارد. به همین دلیل این قدرت دارای مولفه های مشترکی با هر یک از دو قدرت معرفی شده قبلی است. قدرت نیمه سخت مانند قدرت سخت می تواند از اعمالی مانند تهدید و ارعاب ، اجبار و تشویق برای اجرای منویات خود کمک بگیرد ، اما  بر خلاف ماهیت قدرت سخت و در همسویی با قدرت نرم این اعمال را بدون یاری گرفتن از خشونت ممکن می داند . بدین لحاظ می توان گفت این نوع قدرت اگرچه دارای ماهیتی جداگانه است، اما آشکارا از دو قدرت نرم و سخت تاثیر پذیرفته و متقابلا ً بر آنها نیز تاثیر می‌گذارد .

در واقع بر اساس قواعد و ترفندهای منازعه نیمه سخت (Semi Hard Conflict ) فردی را در کشور هدف بر سر کار می آورندکه با وجود ملیتی یکسان با سایر مردم آن سرزمین ، خواسته یا ناخواسته ، کشور متبوع خود را در جهت منافع قدرت های بیگانه هدایت خواهد کرد. امروزه این مقوله، علاوه بر تسلط سیاسی بر کشورها، در تسلط بر بازارها وشریان های اقتصادی کشورهای هدف نیز مورد استفاده قرار می گیرد .

 

مسئله تهدید نرم

تهدید نرم بر مبنای قدرت نرم ،  امروزه موثر ترین ، کارآمدترین و کم هزینه ترین و در عین حال خطرناکترین و پیچیده ترین نوع تهدید علیه امنیت ملی یک کشور است. چون می توان با این ساز و کار با کمترین هزینه بدون هرگونه لشگرکشی و مواجهه با مقاومت های فیزیکی ، به هدف مورد نظر دست یافت . این مسئله از آن رو دارای پیچیدگی های خاص و ظریف است که با عواطف، احساسات، فکر و اندیشه و باور و ارزش ها و آرمان های یک ملت و نیز نظام فرهنگی – سیاسی آن ارتباطی تنگاتنگ دارد. ابعاد این جنگ، گسترده تر و مخرب تر از حالت های قبلی است ، زیرا دین و آیین، فکر و آرمان ملت ها را آماج حملات خود قرار می دهد.

تهدید نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد کرده، عزم و اراده یک ملت را از بین می برد و مقاومت و دفاع از آرمان ها و کشور را تضعیف می کند. فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی-امنیتی و ساختارهای آن باشد.(تهدید نرم- نائینی)

 

 سطوح برخورد قدرت نرم

چنانکه پیشتر نیز به آن اشاره شد ویژگی این وجه از قدرت، با مفهوم اقناع و رضایت مندی همراه است .دکتر حسن حسینی در کتاب «عملیات روانی» ، قدرت نرم را دارای سه سطح می داند. او این سطوح را با نام‌های راهبردی ، میانی و تاکتیکی نامگذاری کرده است. با این وجود دسته بندی های مهندسی استراتژیک سطح چهارمی به نام سطح تکنیکی را نیز بر آن می افزایند. 

۱- سطح راهبردی (استراتژیک): با نگاهی به مدل پارسونز  *( شکل ۲ و ۳ ) می توان دریافت که منظور از سطح راهبردی (استراتژیک)، سطحی است که بازیگران اصلی آن، خواص و نخبگان جامعه هستند که اصلی ترین نقش را در مورد هنجارسازی از حیث سلبی و ایجابی بر عهده دارند.

۲- سطح تاکتیکی: در مقابل سطح استراتژیک قرار دارد. در این سطح رفتار و هنجارهای عوام و توده مردم بر مبنای هنجار سازی های خواص، موضوعیت پیدا می کند.

۳- سطح عملیاتی(میانی): محیط این سطح بر اساس رفتار و هنجارهای عمومی (اعم از خواص و عوام) ترسیم می گردد.

۴- سطح تکنیکی: در مقابل سطح عملیاتی قرار می گیرد. در این سطح رفتار خصوصی و شخصی یکایک  افراد جامعه(حوزه رفتاری شخصی خواص و حوزه رفتاری شخصی عوام) موضوعیت پیدا خواهد کرد.

 Kasht-Dasht-Bardasht1

شکل ۲ – توالی سطوح

قدرت فرهنگی و کشاورزی در قلب ها و مغز ها

همان‌طور که در بالا اشاره شد مولفه های قدرت ملی و به تبع آن امنیت ملی و مهندسی منازعات دارای دسته بندی های مختلف و متفاوتی است . سنتی ترین دسته بندی که یک از قدیمی ترین دسته بندی ها بوده و هنوز با وجود قدمتش برای اندیشمندان امنیت ملی کاربرد داشته و قابل تردید نیست، دسته‌بندی کلاسیک قدرت ملی است.

براساس این دسته بندی، قدرت ملی از مولفه های اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی تشکیل می شود که مبتنی بر مبانی و لایه های ارزشی حاکم بر جوامع است. برایند این فعالیت‌ها در حوزه های مختلف میزان قدرت ملی را مشخص می‌کند. به طوری که شدت و ضعف قدرت ملی به شدت و ضعف این مولفه ها و نوع هم افزایی بین آن ها بستگی دارد.

قدرت فرهنگی برجسته ترین چهره و دورنی ترین لایه قدرت ملی به شمار می رود. اما قدرت فرهنگی چه جایگاهی دارد ؟

قدرت فرهنگی و به تبع آن امنیت فرهنگی از احساس نیاز فردی و اجتماعی نشات می گیرد. گستره این احساس از هویت و ماهیت فرهنگی تا حفظ روندهای سیاسی – اجتماعی در محیط زندگی بسط یافته است .

پیچیده ترین، مهم ترین و نامحسوس ترین مولفه قدرت ملی در هر کشور قدرت فرهنگی آن کشور است. تهدیدهای فرهنگی از پیچیده ترین اشکال تهدید علیه امنیت ملی محسوب شده و برای کشوری که هویت فرهنگی آن، مولفه اصلی تلقی شود این امر اهمیت بیشتری پیدا می کند. چرا که  چارچوب اقدام‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی نظامی از مبانی فرهنگی حاکم بر رفتارهای فردی یا حکومتی ناشی می شوند. این مبانی و ارزش های فرهنگی هستند که به سیاست، اقتصاد، امور نظامی و اجتماعی هویت بخشیده و جهت حرکت آن ها را مشخص می کند.

شاید از همین روست که “ساموئل پی هانتینگتون”  صاحب نظریه برخورد تمدن ها ، معتقد بر ایجاد گسل های خونین در میان تمدن های زنده دنیا ، به ویژه بین تمدن غرب و تمدن اسلام سیاسی بوده ، و عنصر موثر و بازیگر اساسی آن را در این برخورد مقوله قدرت فرهنگی این دوتمدن می داند.

 

از کشاورزی تا فرهنگ

بررسی تعریف  های مختلف از فرهنگ نشان می دهد که هریک از صاحب نظران، این مفهوم را همانند بسیاری از مفاهیم علوم اجتماعی و انسانی، با توجه به قلمرو و میزان حضور آن در عرصه های اجتماعی و معنوی ، تعریف و تبیین نموده اند. “کلاید کلو کونی ” در پژوهشی، از ۲۷۰ تعریف متفاوت در مقوله فرهنگ سخن می گوید و آنها را در دوازده حوزه به شکل زیر و با قید «فرهنگ به مثابه…» در ابتدای هر بخش ، طبقه بندی می‌نماید :

۱-        کل روش زندگی

۲-         میراث اجتماعی

۳-        روش تفکر، احساس و اعتقاد مردم

۴-        ذهنیت رفتار

۵-        چگونگی رفتار

۶-        مخزن آموخته ها

۷-         معیار تکرار امور

۸-         رفتار اکتسابی

۹-         مکانیزم قواعد هنجاری رفتار

۱۰-       فن تطبیق با محیط

۱۱-      رسوب تاریخ

۱۲-      ماتریس رفتار

 

شاید بتوان با توجه به دسته بندی های فوق در یک تعریف ساده بیان داشت که فرهنگ عبارت است از باورها و ارزش هایی که حاصل زیر ساخت های فکری و جهان بینی انسان ها بوده و در عرصه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی متجلی می شود.

با این حال شاید جالب ترین شیوه رسیدن به چیستی فرهنگ ریشه یابی لغت فرهنگ باشد . قدرت ملی ترجمه کلمه national power  و قدرت فرهنگی ترجمه کلمه cultural power  در زبان انگلیسی است. پس برای درک مفهوم واژه فرهنگ باید کلمه culture را ریشه یابی(اتیمولوژی) کرد.

با نگاهی به ریشه واژه culture در نرم افزارهای رایانه ای همچونOXFORD Dictionary  ، به لغتagriculture (کشاورزی) برخواهیم خورد. در نسبت culture (فرهنگ) بهagriculture  (کشاورزی) می توان گفت ” فرهنگ هر آن چیزی است که در ذهن عموم کاشت و داشت و در رفتار عمومی برداشت می شود”. این تعریفی است که در اندیشه «کلاید کلوکونی» در بر دارنده آن دوازده دسته بندی کلی است. در این راستا توجه به مهندسی ارتباطات فرهنگی به عنوان دروازه شناخت این مولفه در مباحث جنگ نرم حائز توجه و اهمیت است .

 Kasht-Dasht-Bardasht2

شکل ۳ – تناسب توالی سطوح

Kasht-Dasht-Bardasht3

جدول ۱ – نظام سطوح

مهندسی ارتباطات فرهنگی

درمهندسی ارتباطات فرهنگی میان کشورها و ملت ها، ۳ رابطه به چشم می خورد که از آن ها به  عنوان انواع  انتقال فرهنگ یاد می شود. این سه رابطه عبارتند از :

تعامل فرهنگی:  جریانی است که بین جوامع و به صورت خود به خودی جهت تکمیل خلاهای فرهنگی یکدیگر با توجه به عنصر زمان و مکان و به شیوه ی انتقال همرفتی( شیوه ی انتقال حرارت از نقطه گرم به نقطه سرد) رخ می دهد.

تبادل فرهنگی: در صورتی که انتقال فرهنگ به شکل «مبادله فرهنگی» و با اعمال اراده دوسویه ملت ها و دولت ها تحقق یابد ، عنوان این نوع انتقال را می توان تبادل فرهنگی نهاد .

تهاجم فرهنگی:  به انتقال فرهنگ در جریان انتقال فرهنگی گفته می شود که در آن  معانی و عقایدی مغایر با ارزش های اصلی یک جامعه به صورت اراده یک سویه و سلطه گرانه اشاعه یابد. در این صورت فرهنگ جامعه هدف توسط کشور مهاجم کنترل و هدایت شده و افراد کشور هدف از درون در جهت خدمت به اهداف کشور مهاجم قرار می گیرند.این امر بی هویتی آن جامعه را در پی خواهد داشت که باعث اضمحلال قدرت فرهنگ ملی کشور هدف می شود.

 

امنیت فرهنگی– تهدید فرهنگی

گرچه درباره امنیت ملی ، با توجه به عناصر سازنده قدرت ملی،  نظریه ها و دسته بندی های متفاوتی  وجود دارد. اما شاید ساده‌ترین و در عین حال کاربردی و راهبردی ترین تعریف امنیت، تعریف بیونیک امنیت ( بر مبنای بیولوژی و عوامل زیستی) است. براین اساس، امنیت، توازن بین حوزه ی آسیب ها و حوزه تهدیدها در یک مجموعه منظم محسوب می شود .

آسیب ها عموما نیازهای بدن و تهدیدها، عوامل و عناصر خارجی هستند که با توجه به نیازها(آسیب ها)، سلامت و ایمنی را به خطر می اندازند. به طور مثال بدن جهت تنفس و اکسیژن رسانی “نیاز” به هوا دارد. حال اگر انسان در محیط اشباع شده از گازهای سمی اعم از طبیعی و شیمیایی قرار گیرد ایمنی و سلامت بدن مورد “تهدید” قرار می گیرد که برای برقراری ایمنی و” امنیت” می‌بایست در آن محیط از ماسک مناسب استفاده نمود.

حال اگر این نگرش را با دسته بندی کلاسیک قدرت ملی را در مولفه فرهنگی جمع کنیم  مفاهیمی چون” امنیت قدرت فرهنگی، آسیب قدرت فرهنگی و تهدید قدرت فرهنگی ” پدید می آیند.

 

مدل زندگی، مرکز ثقل جنگ نرم

چنان چه بیان شد اولین سطح از دسته بندی دوازده گانه “کلاید کلو کونی” ، سطح مربوط به روش وشیوه زندگی (life style) است. شیوه زندگی، بیرونی ترین و ملموس ترین رفتار افراد، بر بستر فرهنگ ملی، و نمادین ترین مقوله در حوزه تمدن و امنیت آن است.

شاید از همین رو بود که پس از واقعه ۱۱ سپتامبر ، که به اعتقاد بسیاری از تحیل گران در خلال آن، جنگ تمدن ها کلید خورد،” جرج دبلیو بوش”  رئیس جمهور وقت ایالات متحده در سخنرانی های اصلی خود از واقعه یازدهم سپتامبر به عنوان حمله به ارزشها و مدل زندگی آمریکایی یاد می کرد. چندی بعد، پس از انفجارهای لندن”  تونی بلر”  نخست وزیر وقت انگلیس نیز این انفجار ها را آغازگر حمله به شیوه زندگی مردم خود دانست.حتی ” بنیامین نتانیاهو”  نیز از این قافله عقب نماند و پس از تبیین مدل زندگی مدنظر خود و مدل زندگی آمریکایی مبتنی بر لذت ، منفعت و شادمانی، به جوانان ایرانی توصیه کرد برای شناختن بهتر این سبک زندگی و انتخاب آن ، فیلم‌های خاصی را تماشا کنند .

شاید از همین روست که “توماس فریدمن”  در جدیدترین کتاب خود با عنوان  “جهان، مسطح است” به تئوریزه کردن جهانی شدن سبک زندگی آمریکایی با وجود تفاوت فرهنگ ها می پردازد.

با بررسی دقیق عناصر ساخت سبک زندگی که بر بستر سطوح فرهنگ ساز که پیش از این اشاره شد، می توان نتیجه گرفت که نقطه ثقل جنگ فرهنگی و جنگ نرم ، سبک زندگی است. با این وصف آن چه که امروز مورد آماج بیشترین تهدیدهای فرهنگی و تهدیدهای نرم است و در بیرونی ترین لایه جنگ نرم قرار دارد ،  مدل زندگی ایرانی- اسلامی است.

 Kasht-Dasht-Bardasht4

شکل ۴ – هم افزایی و هم پوشانی حوزه های (جبهه های) ۱۴ گانه تهدید نرم

تهدیدهای ۱۴ گانه نرم

با مرور آن چه گذشت در می یابیم که راهبرد جنگ نرم، تهاجم حداکثری به پایه های قدرت فرهنگی ملی است. هر  منازعه و به ویژه هر جنگی، استراتژی و عامل های تاثیر گذار و تاثیر پذیر دارد. براساس سایت رسمی مرکز تحقیقات پیشرفته ضد تروریسم جمهوری اسلامی ایران ، جنبه نرم تروریسم (یکی از مولفه های تهدید ملی) داری ۱۴ حوزه و یا به زبان بهتر ۱۴ جبهه است. جبهه هایی که هر یک داری ۴ سطح راهبردی، عملیاتی، تاکتیکی و تکنیکی است. این ۱۴ حوزه ، بر اساس آنچه که در مرکز ملی ضد تروریسم آمریکا (NCTC) تبیین و تعریف گردیده،  طبقه بندی شده است .

گرچه این ۱۴حوزه به صورت جداگانه بررسی می شود، اما تمامی این حوزه ها در عمل به صورت هم افزایی (جمع شدن طولی و عرضی) و همپوشانی (انطباق شکلی و محتوایی) ، با هم عمل می نمایند.

۱-فضای مجازی(CYBER)

ازنگاه” آلوین تافلر”  سومین موج دگرگون کننده زندگی بشری پس از موج های کشاورزی و صنعتی ، موج الکترونیک و دیجیتال است. این موج به قدری غنی است که تمامی زندگی بشر را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد . فضای مجازی -فرزند عصر دیجیتال، الکترو نیک و اطلاعات- فضایی است که بشر می تواند از انجام خریدهای روز مره خود تا انجام فعالیت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و حتی نظامی –امنیتی خود را در آن محقق کند. با تاثیرپذیری شیوه زندگی امروزین بشر از چنین مقوله ای می توان زندگی فردای او را نیز در قالب یک جامعه مجازی تصور نمود.

 

۲- رسانه(MEDIA)

ارتباطات بشر براساس زبان ، پیام و مخاطب صورت می‌پذیرد. اساس وسیله ارتباطی بشر که از آن به رسانه یاد می شود نیز بر همین مبنا شکل گرفته و دسته بندی می شود. مانند روزنامه(رسانه سرد)، تلویزیون (رسانه گرم)، رادیو، تلویزیون و روزنامه(یک سویه)، اینترنت(رسانه دو سویه)،رسانه های رو در رو و…..

نقش حوزه رسانه در منازعه گرم انتقال پیام های دلخواه هر یک از طرف های منازعه، بسته به طرح و برنامه در نظر گرفته شده از سوی آنان، جهت ساخت افکار مخاطب است .این تنظیم با توجه به جنس، نوع و مضمون پیام، جنس و سطح مخاطب خود را خواهد یافت .

 Kasht-Dasht-Bardasht5

شکل۵ – حوزه های (جبهه های) ۱۴ گانه تهدید نرم

۳- هنر (ART)

درباره هنردر منازعات، به ویژه جنگ نرم نظرهای متفاوتی بیان شده است. از حذف نقش هنر و هنرمندان، تا به قدرت رساندن آنها در مصادر سیاسی، نظیر آنچه با وقوع انقلاب مخملین در جمهوری چک و روی کار آمدن یک نمایشنامه نویس (واسلاو هاول) ، به وقوع پیوست. قدر مسلم آن است که به دلیل کار ویژه هنر ، یعنی تبدیل یک پیام به “حس” که خود منشا تولید رفتار است، نمی توان نقش آن را در حوزه جنگ نرم نادیده گرفت. 

 

۴-رفتار شناسی- رفتار سازی (PSYCHO)

گرچه در ترجمه این حوزه به فارسی اختلاف نظرهای بنیادین وجود دارد، اما نقش این حوزه در جنگ نرم، مطالعه عمیق و ویژه در حوزه رفتار آدمی براساس شرایط درونی – محیطی و ساختن رفتار مد نظر فرد مخاطب است. چنانچه برهمین اساس در دانشکده های مطالعات امنیت(ملی) رشته ای تخصصی تحت عنوان  PSYCHOBIOLOGICAL OPERATION- که در ایران از آن با نام عملیات روانی یاد می گردد ، مورد توجه و تدریس است .

نقطه ثقل این حوزه بر دو بخش هوش هیجانی و عزت نفس استوار است. در تعریف هوش هیجانی، باید گفت این مفهوم به توانایی فرد و افراد در کنترل و مدیریت احساس ها و هیجان های  خود(مهارت های زندگی اعم ازکنترل خشم، کنترل استرس،تفکر خلاق و نقادانه و…) اطلاق می گردد . اما در تعریف عزت نفس، مولفه هایی چون خود آگاهی، خود باوری، احترام به آداب و رسوم، سنن ، ارزش ها و… مصداق خواهد یافت.

 

۵-زبان کاربردی( LINGO)

زبان مهم ترین وسیله ارتباطی است. زبان، راهبردی ترین ابزار ارتباط افراد با یکدیگر است. ارتباط با گذشته به وسیله ادبیات(که در واقع بانک ژنتیکی در  هر حوزه تمدنی محسوب می شود) و ارتباط با آینده به وسیله تولیدات تکوینی ادبیاتی صورت می‌گیرد.

به طور مثال در این مقوله می توان به قطع ارتباط مردم ترکیه با گذشته خود به ویژه ادبیات ، به دلیل لاتینی شدن رسم الخط در دوران زمامداری آتاترک اشاره کرد. زبان مهم ترین وسیله برای انتقال مفاهیم، به ویژه مفاهیم اساسی زندگی ساز و علمی است. در این حوزه، دستور زبان نیز همین ویژگی را داراست . در این خصوص می توان به تغییر و آنگلوساکسونی شدن کاربرد ضمیر و شناسه های دوم شخص مفرد، از(شما-که احترام آمیزاست و در زبان انگلیسی معادلی ندارد) به تو، در تعاملات که رفتار ساز است اشاره کرد.

 

۶-قانون (LAW)

در این حوزه تنظیمات رفتارهای اجتماعی و نهادهای سیاسی بر اساس قرار دادهای اجتماعی(متغیر) شکل گرفته و به ۲شیوه نوشته و مصوب پارلمان(فرانسوی) و بر مبنای عرف (آنگلو ساکسونی) تنظیم می شود.

 

۷- سه گانه های اطلاعات (i3)

که امروزه به آن امروزه “عصر اطلاعات” نیز می گویند در حقیقت به کنترل وهدایت اطلاعات چه از لحاظ امنیتی و چه به لحاظ افکار عمومی اطلاق می شود که  از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این مقوله اطلاعات را با عنایت به مصادیقی چون نوع جمع آوری ، پردازش و تحلیل ، میزان پنهان‌کاری و توجه به مقوله ضد اطلاعات و با توجه به تخصصی و کاربردی بودن آن ، به سه دسته تقسیم می گردد . ای سه دسته عبارتند از : اطلاعات کاربردی(INFORMATION)، اطلاعات تحقیقاتی(INVESTIGATION) ( رک به مبانی و مشخصاتFBI آمریکا ) و اطلاعات هوشمند(INTELLIGENCE) (رک به مبانی و مشخصات CIA آمریکا) که از آنها با نام سه گانه های اطلاعاتی یاد می شود .

 

۸-ورزش (برمبنای اصالت لذت و سرگرمی)(SPORT)

در حوزه ورزش گرچه در ظاهر بنا بر سلامت است، اما مبنای تفریح و سرگرمی بر اساس” اصالت لذت” قرار گرفته است .دراین حوزه ورزش از حالت مکمل زندگی خارج شده و به صورت حرفه در می آید، مفهوم پهلوانی رنگ باخته و جای آن را قهرمانی(به هر شیوه و روش برای تامین منافع و لذت) می گیرد. ورزش به دلیل جذابیت های هیجانی خود، تبدیل به مرجع هیجانی مخاطب می شود.

 

 ۹- گردشگری(TOURISM)

به عنوان ناقل و تغیر دهنده مولفه های فرهنگی از اهمیت  ویژه‌ای برخوردار است.

 

۱۰- روابط و معاشرت (ETIQU)

  در این حوزه به مطالعه و تنظیم معاشرت و تعاملات افراد برای ارتباط موثر توجه می شود. اساس این مطالعه و تنظیم،جنسیت(GENDER) بوده که این روند، تاثیر مستقیم در حوزه رفتار جنسی دارد. این فرایند در حوزه سرمایه اجتماعی استراتژیک نیز 

۱-        زاد و ولد بالا نسبت به پهنه سرزمینی،

۲-         سلامت پزشکی اعم از جسمی و رفتاری،

۳-        سلامت اخلاقی، اعم از فردی و اجتماعی

۴-        داشتن روحیه ایثار و مسئولیت پذیری

تاثیر مستقیم و موثری دارد.

 

۱۱-آموزش(EDUCATION)

اگر شیوه و مبنای آموزش به آینده سازان یک کشور(کودکان، نوجوانان و جوانان) براساس ساختار و شیوه های بیگانه، فارغ از در نظر گرفتن مفاهیم و مولفه های راهبردی و کاربردی بومی جهت انتقال به نسل های آینده صورت گیرد،گسیختگی نسلی فرهنگی تنها نتیجه آن خواهد بود.

 

۱۲- شیوه سیاست گذاری و اداره(POLITY)

چنانچه اتخاذ تدبیر و سیاست گذاری باتوجه به مولفه های فرهنگی و فرهنگ ساز ملی باشد ، شیوه اداره نیز بومی خواهد بود و نتیجه منطقی آن مستحکم تر شدن مبانی فرهنگ ملی و بومی است. در غیر این صورت فرهنگ یک کشور، محکوم به گسیختگی و بیگانه شدن با مردم و آیندگان خواهد شد.

 

۱۳-شیطان- پرستی (SATAN )

     پس ازعالم حس(الطبیعه) و عالم ذهن(مابعدالطبیعه)، اکنون عالم غیب (ماورالطبیعه) و به تبع آن در فرآیند های مدرنیسم، ترنس مدرن موضوعیت دارد. خروجی این ترنس مدرن، سیطنیسم(شیطان پرستی) به عنوان یک قدرت غیبی است. قدرتی که دست انسان را برای رسیدن به هر لذت و منفعتی به هر شیوه و روشی، باز می گذارد.

 

۱۴-علم وعلم گرایی( SCIENCE)

این حوزه به طور ویژه محل ابتلای خواص و نخبگان است. می توان از این حوزه به نقطه ثقل ۱۳ حوزه دیگر یاد نمود. زمانی که با مفاهیم فرهنگ منازعه دست به کار علمی (به ویژه در علوم انسانی) می زنیم بمانند آن است که فرهنگ منازعه در زمین خودمان، مارا تحت کنترل خود قرار می دهد. در این وضعیت نخبگان دچار از خود بیگانگی شده و تحت تاثیر مفاهیم بیگانه، به تخریب مفاهیم بومی و دگرگونی فرهنگ ملی می پردازند. شاید از همین رو رهبر معظم انقلاب حتی در همین ایام با تاکید به جنش نرم افزاری و تولید مفاهیم، نقطه کانونی دهه ی چهارم نظام جمهوری اسلامی ایران را دهه ی نهضت تولید علم می‌دانند.

 

رهیافت

تاکنون میان ما و غرب تهاجم فرهنگی، شبیخون و ناتوی فرهنگی به وقوع پیوسته، در حالیکه این نسبت باید تغییر کند. و با ورود به یک جنگ دوسویه، جبهه خودی باید با پرهیز از انفعال بصورت فعال عمل نماید. در این راستا ضمن شناخت کامل فرمول ها و قاعده بازی دشمن و قرار نگرفتن در طرح او می‌بایست از ابزارها ، ظرفیت ها و شیوه های مناسب بومی استفاده کرد. آن چه مسلم است نقطه ثقل این مهم و شاه کلید پیروزی در این میدان خطیر در نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری نهفته است.

 

به نقل از دفتر پژوهش موسسه فرهنگی هنری خراسان

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/02/19ساعت 1:26  توسط مهدیار رستم نژاد  | 

گزارشی اولیه در باره ی  پرونده رسوايى اشلون


در سپتامبر 1998، نمايندگان پارلمان اروپا در گزارشى شديداللحن، شنود سيستماتيك ارتباطات مخابراتى در كشورهاى اتحاديه اروپا به وسيله آمريكا را افشا كردند و رسماً ازواشنگتن توضيح خواستند، اين تقاضا تاكنون پاسخى نيافته است. دقيقاً قبل از پارلمان اروپا، يعنى در ماه‏هاى آوريل، مه و ژوئيه همان سال، سه تن از نمايندگان مجلس ملى فرانسه به‏نام‏هاى ژرژ سار، رونه آندره و ژان دوگل در مجلس پرسش‏هايى از دولت فرانسه درباره يك سيستم شنود اطلاعاتى جهانى مطرح كردند. نمايندگان عضو پارلمان اروپا مى‏گويند قبل ازانتشار كتابى به وسيله يك محقق نيوزيلندى، از وجود چنين سيستمى باخبر نبوده‏اند.

    

اشلون چگونه عمل میکند ؟ 

سيستم كار اشلون بدين صورت است كه يك مجموعه كليد واژه كلي دارد و پس از آنكه موردي نزديك به اين كليد واژه مبادله شد بلافاصله سيستم اصلي فعال شده و اقدامات بعدي را انجام مي دهد. اين كليد واژه از كد ها و كلمات رمز خاصي پيرويي مي كند.

اتحاديه اروپا بر اساس گزارش هاي منتشر شده بواسطه وجود اشلون ضررهاي مالي بسياري را متحمل شده است. با اين حال بسياري از كشور ها از اطلاعات اشلون به نفع خود استفاده مي نمايند. حوزه فعاليت اشلون بسيار گسترده است. اين شبكه تار گونه در مسايل سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و ... مهارت داشته ولي نقطه توجه و تمركز آن بيشتر بر روي مسايل صنعتي و تجاري در حوزه اقتصاد مي باشد.

امروزه فعاليت سيستم جمع آوري اكترونيك اشلون براي همه آشكار گرديده است و اكثر كشورها در جهت مقابله با آن دست به اقداماتي زده اند . شايد بتوان يكي از راه هاي مقابله با آن را دقت در برقراري ارتباطات دانست. اما فرهنگ سازي و دادن اطلاعات كامل تر در خصوص اشلون خود باعث افزايش آگاهي هاي جامعه جهاني مي تواند شود.

براي اولين بار اطلاعات درباره سيستم “اشلون” اواخر سال‎هاي 1990 پخش شد. يكي از نشريات آمريكايي مطلبي درج كرده بود كه ايالات متحده در چارچوب همكاري با بريتانيا، كانادا، استراليا و نیوزلند به ايجاد شبكه جهاني استراق سمع و تحليل اطلاعات و داده‌هاي همه وسايل الكترونيكي اعم از انواع تلفن، فكس، اينترنت و ايميل، پرداخته است. سيستم هاي ارتباطات كابلي كه بر روي بستر دريا بين قاره‌ها ساخته شده‌اند، مورد توجه اين سيستم قرار گرفت. بعد از انتشار اين اطلاعات، كاخ سفيد و شركاي آن در زمينه جاسوسي الكترونيكي جهاني رسماً به وجود سيستم “اشلون” اعتراف كردند. 

اين سيستم كه در سال‎هاي جنگ سرد ايجاد شده بود، مخصوص نظارت بر اتحاد شوروي، كشورهاي عضو پيمان ورشو و دولتهايي كه به اردوگاه سوسياليستي گرايش داشتند، بود. اما امكانات آن براي كسب اطلاعات نه فقط نظامي بلكه اقتصادي و جاسوسي-سياسي و ديپلماتيك- صنعتي و نيز نظارت بر سازمانها و اشخاص كافي بود. 

“اشلون” شامل حدود 120 ماهواره ارتباطات، اكتشافي و نظارتي مستقر در مدارهاي ثابت دور زمين است. طبق اطلاعاتي كه به مجمع پارلماني اروپا ارائه شد، بسياري از ماهواره‌هاي تجسسي مشغول استراق داده‌ها از كانالهاي ارتباطي نه تنها روسيه بلكه اتحاديه اروپا هستند. 

جمع‌آوري اطلاعات الكترونيكي در سراسر كره زمين صورت مي‎گيرد. ايالات متحده، آمريكاي لاتين، آسياي مركزي و چين شمالي را كنترل مي‌ كند. اروپا، قسمت غربي روسيه تا اورال و آفريقا در عرصه مسئوليت انگليس قرار دارد. استراليا مشغول استراق سمع مكالمات از منطقه جنوب شرق آسيا و چين جنوبي است. زلند نو در منطقه اقيانوسيه فعاليت مي ‌كند.

اطلاعات به دست آمده به حافظه مدرنترين رايانه هاي موجود در مركز بررسي اشلون ارسال و پياده مي شود. اين اطلاعات از “ديكشنريهاي اشلون” رد مي شود كه شامل پايگاههاي كلمات كليدي كه اين پايگاهها هر ماه در حال نوسازي مرتب است. اين پايگاه واژه ها شامل اسامي افراد، ناوها، سازمانها و كشورها و يك سري اصطلاحات ويژه است. شماره تلفن و فكس، آدرس ايميل در اينترنت كه به اشخاص، تجار، سازمانها يا سرويسهاي دولتي تعلق دارند، حكم كليد رمز را دارند. با استفاده از مجموعه معين كليدها مي توان اطلاعات ارزنده را كشف كرده و اطلاعات بي ارزش را بيرون انداخت. تجهيزات ويژه “اشلون” قادر است به طور اتوماتيك موضوع اطلاعات دريافت شده را طبقه بندي كند. دور كامل پردازش گزارشها از پياده كردن ماشيني سخن شفاهي تا ترجمه اتوماتيك از بيش از 100 زبان، استخراج مي شود. 

سيستم “اشلون” همچنين دربرگيرنده ناوهاي تجسسي و ايستگاههاي گيرنده‎اي است كه به سازمانهاي عضو پروژه )اداره ارتباطات وزارت دفاع استراليا، دفتر ملي امنيت زلاند نو و اداره ارتباطات بسته كانادا) تعلق دارند. از اين طريق پذيرش و انتقال اطلاعات پردازش شده صورت ميگيرد (رجوع كنيد به نقشه پيوست)

به گزارش خبرگزاري‎هاي خارجي، با كمك “اشلون” نظارت بر بيش از 10 خط تلفن متعلق به خالد شيخ محمد، بالاترين مقام‎هم رده با بن لادن، صورت گرفت. اطلاعات به دست آمده همراه با اطلاعات به دست آمده از مأموران اجازه داد كه اين شخص را دستگير كنند.

كشورها و سازمانهاي مختلف مدافع حقوق بشر مكرراً آمريكايي‎ها و شركاي آنها را به استفاده غير تخصصي از اين وسايل نيرومند متهم كرده اند. آنها مدعي هستند كه اين ابزار در جهت جاسوسي اقتصادي، صنعتي، سياسي و ديپلماتيك، استراق سمع مكالمات خصوصي و نظارت بر مكاتبات الكترونيكي خصوصي مردم فعاليت مي كند. ولي اين اتهامات داراي مدرك و سند قابل توجه و محكمه پسندي نيست. در پارلمان اروپا حتي جلسه ويژه اي در اين مورد تشكيل شد. كميسيوني كه مخصوصاً تشكيل شد، خاطرنشان كرد كه در اتحاديه اروپا قوانيني وجود ندارد كه فعاليت اين گونه سيستمها را مقرر كند. اين كميسيون پا را فراتر از حدود بحث درباره كاربرد مشروع اين سيستم نگذاشت. 

آمريكايي‎ها به استفاده گسترده از سيستم استراق جهاني داده ها ادامه مي دهند تا طيف وسيع مسايل و از جمله مبارزه با گسترش مواد مخدر را حل كنند. در حال حاضر يكي از جهات اساسي فعاليت اين سيستم، مقابله با تروريسم جهاني و جستجوي رهبران و فعالان القاعده و سازمانهاي تروريستي ديگر است.

احتمال دارد كه عمليات تروريستي در مادريد كشورهاي اتحاديه اروپا را به شركت در سيستم اكتشافي الكترونيكي جهاني سوق دهد. زمان نشان خواهد داد اين سيستم تا چه اندازه‎اي به برطرف كردن تروريسم كمك خواهد كرد. اما ادامه انفجارها نشان داد كه سيستمهاي عظيم الكترونيكي هنوز نتوانسته است جايگزين مطمئني براي شيوه هاي قديمي مبارزه با چريكها يعني استفاده از مأموران نفوذي باشد.

با تشکر از دوستان  پاسداران

+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/17ساعت 15:18  توسط مهدیار رستم نژاد  | 

حرکتی ساده برای فروپاشاندن سرمایه اجتماعی ایران

بیش از نه ماه است که شبکه فارسی وان آغاز به کار کرده است. شبکه ای که پخش سریال ویکتوریا و تعدادی از دیگر از سریالهای عامه پسند،آن را بر سر زبانها انداخت.

برخی کارشناسان معتقدند که تلویزیون "فارسی یک" در پی ترویج خانواده‌های بی‌ سر و سامان و لجام‌گسیخته و عادی جلوه دادن خیانت زن به شوهر و البته شوهر به زن، عادی جلوه دادن رابطه جنسی دختر و پسر قبل از ازدواج، ترویج فمینیسم و پی‌ریزی و ایجاد آمادگی ذهنی تفکر شیطان پرستی در میان نوجوانان و جوانان است.

از سویی دیگر باید گفت به اعتقاد منتقدان سینما وتلویزیون،این سریالها از سطح کیفی پایینی برخوردار بوده و با شخصیت پردازی ضعیف و ساختار داستانی فاقد کیفیت در رده سریالهای نازل طبقه بندی می شوند. همچنین دوبله این سریالها نیز به شدت فاجعه است .

/حقایقی درباره سریالی با تاثیرات منفی/ 

معروفترین سریالی که از این تلویزیون پخش می شد سریال ویکتوریا بوده است. سریالی که گویا پخش آن مدتی است پایان یافته است.سریالی که در آن همه خانواده ویکتوریا؛ شخصیت اصلی این سریال انواع و اقسام روابط نامشروع راتجربه کرده اند. به اعتقاد کار شناسان در سریال ویکتوریا چهره ای برای "ویکتوریا" انتخاب کرده اند که با زنان ایرانی بی شباهت نباشد.حتی موسیقی مرموزی در این سریال بیننده را تحت تاثیر قرار می دهد.موسیقی که با تبحر و دقت خاصی ساخته می شود. 
از طرفی مفسر ها و منتقد های بین المللی معتقدند که حتی در تصویر سازی و جلوه های ویژه هم ذائقه مخاطب در نظر گرفته شده است.بد نیست بدانید پروفسور "حسین باهر" جامعه شناس و رفتار شناس به تازگی در گفت وگویی عنوان کرده که مراجعین بسیاری به کانون مشاوره او با دیدن این سریال دچار مشکل در خانواده شده اند.

دکتر باهر به نکته مهم دیگری نیز اشاره کرده و آن این بوده که سناریست سریال ویکتوریا با هدف تخریب خانواده های ایرانی دست به نگارش چنین داستانی زده است و قبح طلاق را در سریال ریخته و حتی زندگی را بعد از طلاق شیرین تر جلوه می دهد که واقعا چنین نیست .

/سریالی برای ترویج جدایی/

به گزارش خبر نگار جهان اما گویا این وضعیت تنها در ایران نیست.گفته می شود يك سريال تركي كه سال گذشته در كشورهاي عربي پخش مي‌شد، آن‌قدر بر روي آنها تأثير گذاشت كه باعث جدايي بسياري از زنان عرب از مردانشان شد،در صورتي كه اين سریال از داستاني كاملا ساده و عشقي برخوردار بود. 

/ارزشهایی پوچ برای مخاطب راحت طلب/ 

به نظر می رسد تاثیرات منفی و بی شمار فارسی وان و سریالهایش به هیچ وجه قابل کتمان نیست.شبکه ای که اسماعیل میر فخرایی مجری سابق تلویزیون درباره آن جمله قابل تاملی گفته است: «فارسی وان» شبکه ای است که با ارزش های پوچ خود مخاطب راحت طلب را به راحتی جذب می کند. 
هم اکنون نیز سریالهایی دیگر با مضامین مشابه و متفاوت از شبکه فارسی وان در حال پخش است که این سریالها نیز دست کمی از سریال ویکتوریا در زمینه ترویج روابط نامشروع ندارند.

/چرا سریال ویکتوریا برای ایرانیها جذاب بود ؟/

اما چرا ویکتوریا جذاب بود ؟ دکتر "حسین باهر" در گفت وگویی با خبر آنلاین جواب این سوال را اینگونه داده: ببینید ما در ایران علاقه مند به تحلیل نیستیم این سریال علی رغم رنگ و لعابی که دارد بسیار عوامانه است و بیانی مظلومانه دارد.
 سناریویی کلیشه ای که می توان برای 2 ساعت آن را ساخت نه برای 196 قسمت 45 دقیقه ای.مانند غذایی می ماند که بادمجان دور قاب چینش کرده باشند و محتوایش فایده ای زیادی ندارد. این نوع سریال معمولا روند کندی دارند و راحت هضم می شوند.بیننده را به فکر وا نمی دارند.بیننده ایرانی هم دوستدار تحلیل نیست و دوست ندارد که فکر کند.


/سریالهایی که به شدت بد آموزی دارد/

مدتی است که بسیاری از کارشناسان و جامعه شناسان نسبت به تبعات منفی این شبکه فارسی زبان هشدار می دهند.دکتر "امان الله قرایی مقدم" جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه چندی پیش در گفت وگویی با چلچراغ گفته است: متاسفانه سریالهایی که در تلویزیون ما پخش می شود برای جوانان قانع کننده و دلچسب نیست و او را نه تنها قانع نمی کند بلکه حریص می کند، به خاطر همین است که می رود سمت این سریالها. سریالهایی که به شدت بد آموزی دارند؛ بد آموزیهای جنسی ،گرایش به زندگی بی بند و بار و طلاقهای راحت و رابطه با چند نفر در آن واحد و اینها بد آموزی دارد.

/سریالهایی مثل صفحه حوادث/


"حسین علی افخمی" عضو هیات علمی دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی نیز در یادداشت دیگری در ایران دخت به نکات قابل توجهی درباره سریالهایی که از این شبکه پخش می شود اشاره کرده بود.به اعتقاد این استاد دانشگاه،سریالهای این تلویزیون مثل حوادث روزنامه هاست که نیاز به اطلاعات زیادی ندارد.
 
آمار و ارقامی از موفقیت سریال ویکتوریا و شبکه تلویزیونی فارسی وان وجود ندارد. اما از آگهی هایی که گرفته مشخص است که بخشی از جامعه طبقه متوسط ایران که عمدتا شهر نشین هستند اوقات فراغت خود را با آن پر می کنند.
این استاد دانشگاه در عین حال به نکات جالب دیگری نیز اشاره کرده و می نویسد:خود رسانه ها و تلویزیون فی نفسه تاثیر محدوی دارند و  کلا همه تاثیرات تلویزیون بیش از سی در صد نیست.

/میزگردی در تلویزیون برای آسیب شناسی/

اواخر سال گذشته بود که برنامه ای درباره تاثیرات منفی سریالهای شبکه های ماهواره ای از تلویزیون پخش شد.برنامه ای که اجرای آن را رضا استادی برعهده داشت.
مجيد شاه حسيني مدیر عامل سابق فارابی درباره علت جذابيت سريال‌هاي خارجي گفته بود: سريال به‌دليل دنباله‌دار بودن باعث مي‌شود فرصت بيشتر براي تجزيه و تحليل در ذهن مخاطب قرار دهد و ازسوي ديگرشخصيت‌هايي فيلم با مخاطب ارتباط برقرارمي‌كنند و اين امر ‌باعث جذابيت بيش ازحد مجموعه‌هاي داستاني مي‌شود. 

"سياوش سرمدي" مستند ساز نیز راهكار مقابله با تأثيرات شبكه‌هاي فارسي‌زبان را راه‌اندازي شبكه‌ي 24 ساعته فيلم و سريال در ايران دانسته و گفته: با آرشيو غني كه در صداوسيما وجود دارد راه‌اندازي يك شبكه 24 ساعته فيلم و سريال كار سختي به نظر نمي‌رسد و اين آرشيو به حدي است كه نه تنها مي‌توان خوراك اين شبكه را تأمين كرد، بلكه مي‌توان فيلم‌ها را به كشورهاي ديگر نيز ارسال كرد.

"محمد جواد جهانگيززاده" نماينده مردم اروميه در مجلس نيز هدف كشورهاي غربي را تاثير‌گذاري بر افكار مردم دانسته وگفته بود: آنها مي‌خواهند تغيرات سياسي در جامعه را به‌وجود بياورند، در اين سريال‌ها فرهنگ آرام ‌آرام به مخاطب تزريق مي‌شود تا ميزان تاثير آن عميق‌تر و غيرقابل بازگشت باشد كه اين تاثير در حوزه‌ي خانواده بسيار آسيب‌پذير‌تر مي‌شود.

/درباره فارسی وان/ 

از ابتدای ماه اوت ۲۰۰۹ شبکه تلویزیونی "فارسی وان " کار خود را آغاز کرده است.دفتر اصلی "فارسی یک" در هنگ ‌کنگ قرار دارد و مؤسس آن نیز مجموعه رسانه‌ای "استار" متعلق به "نیوز کورپوریشن" است. شرکت "موبی" همکار شرکت "استار" در تولید برنامه‌های این شبکه است.  رابرت مرداک، صاحب پر نفوذ و قدرتمند شرکت "نیوز کورپوریشن" است. 

"نیوز کورپوریشن" که اداره مرکزی آن در نیویورک واقع است، علاوه بر رسانه‌های دیداری و شنیداری، بیش از صد روزنامه و مجله در سراسر جهان منتشر می‌کند که از جمله آنها می‌توان به "دیلی تلگراف"، "وال‌استریت ژورنال"، "سان"، "تایمز"، "ساندی تایمز" و "نیویورک‌پست" اشاره کرد. 

مجموعه فیلم‌سازی و شبکه‌های تلویزیونی "فاکس" و "فاکس نیوز"، مجموعه تلویزیونی- خبری "اسکای" انگلستان و سایت شبکه‌ی اجتماعی "مای اسپیس" نیز در تملک این شرکت است. 

طبق یک آمار نسبتا دقیق، رسانه‌های تحت مالکیت رابرت مرداک بالغ بر ۳۰۰ رسانه مشهور جهان است. این رسانه‌ها شامل شرکت‌های انتشاراتی، شبکه‌های ماهواره‌ای و تلویزیونی، مجلات، شرکت‌های فیلمسازی، روزنامه‌ها و شرکت‌های چند رسانه‌ای است.
اما راه‌اندازی این شبکه فارسی چندان جای تعجب ندارد. آقای مرداک هیچگاه از توجه به افکار عمومی کشورهای دیگر غافل نبوده است. وی در بیش از سی کشور جهان شبکه های مختلف رادیو و تلویزیونی و رسانه های نوشتاری را منتشر می‌کند. "نیوز کورپوریشن" پیش از راه‌اندازی شبکه تلویزیونی "فارسی یک" برای ایرانیان، شبکه ای برای افغانستان راه‌اندازی کرده بود.
آقای مرداک همچنان روزنامه "نیوز آو ورلد" را منتشر می‌کند که به مسائل جنسی می‌پردازد و هنوز پرتیراژترین رسانه چاپی بریتانیاست. وی همچنین صاحب انتشارات "واندروان" است که بالاترین تیراژ چاپ انجیل را درایالات متحده آمریکا دارد. تیراژ "نیوز آو ورلد" چهارمیلیون نسخه است، درحالیکه انتشارات "واندروان" سالانه هفت میلیون نسخه انجیل را چاپ می‌کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/02/14ساعت 16:30  توسط مهدیار رستم نژاد  |